آخرین وضعیت سالن ورزشی تربیت بدنی
تیم فوتسال شهید قاسمی باغان در مسابقات جام رمضان که امسال در سطح شهرستان خنج برگزار شد مقامی بهتر از چهارمی کسب نکرد در صورتیکه هواداران و مردم فوتبال دوست باغان از این تیم که مدافع عنوان قهرمانی سال قبل مسابقات هست انتظار تکرار عنوان قهرمانی را داشتند. با این حال این تیم شایسته تا قبل از مرحله نیمه نهایی بسیار شاداب و چشم نواز فوتبال بازی می کرد ولی در مرحله نیمه نهایی بنا بدلایل مختلف از جمله عدم آمادگی روانی و یا داشتن اعتماد به نفس بیش از حدّ اعضای تیم و شاید غرور کاذب تیم و یا کم شانس بودن، نمایش خوبی نداشت و از رفتن به بازی فینال باز ماند و با باخت در بازی رده بندی عنوانی بهتر از چهارمی کسب نکرد. یادمان نمی رود که سالیان گذشته صعود از مرحله گروهی و مقدماتی برایمان یک رویا و آرزویی بزرگ بود ولی الان وضعیت بگونه ای شده است که اگر تیم مقامی کسب نکند برآشفته و ناراحت می شویم این پیشرفت و حرکت رو به جلو جای تقدیر دارد و ما محکوم به پیشرفت و بهتر شدن هستیم.
برای تیم بودن در همه زمینه ها بخصوص فوتبال باید چهار مشخصه ی زیر را یک تیم دارا باشد تا بتواند موفقیت کسب کند:
▪ مهارتهای تکمیل کننده اعضای تیم
▪ هدف مشترک
▪ پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم
▪ مسئولیت و پاسخگویی همگانی
بازیکنان و کادر فنی تیم شهید قاسمی علاوه بر دارا بودن نسبی مولفه های فوق، با عشق و غیرت مثال بدنی در این مسابقات جنگیدند ولی مشکل عمده این در تیم بیرون از مستطیل سبز هست چرا که بازیکنان و کادر فنی کارشان را بخوبی انجام دادند. نداشتن متولی مشخص، عدم حمایت های مالی منظم و اسپانسر قوی، عدم تمرین کافی، نداشتن بازیکنان با کیفیت غیر بومی، نبود زمین و سالن ورزشی در روستا علاوه بر پیگیری های مکرر مسئولان و بسیاری مسائل خارج از زمین فوتبال این تیم را قربانی کرد در صورتیکه تیم های رقیب با آمادگی بسیار بالا و با حمایت های مالی و پشتوانه قوی به این مسابقات پا گذاشتند. گفتنی است تا به امروز افرادی بلند نظر و عاشق، این تیم را نظر فنی برای مسابقات مختلف آماده کرده اند و زحمت ها کشیده اند که جای تقدیر دارد.
در نهایت اینکه، داشتن انتظار و توقع بالا بدون حمایت و پشتیبانی از این تیم قوی و ریشه دار چیزی جز نتیجه گیری و موفقیت مقطعی و زود گذر رهاوردی نخواهد داشت بنابراین بایستی شخص یا نهادی در روستا و یا شهرستان بطور مثال شورا، دهیاری و ... بطور کامل و سازماندهی شده مسئولیت این تیم را به عهده گرفته تا ان شاء الله همچون همیشه این تیم پیام آور شادی و غرور برای روستا باشد.
به بازیکنان، کادر فنی و هواداران این تیم دوست داشتنی افتخار می کنیم.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . محمّد اسدی
ورزش بخش مهمی از فرهنگ ملل در جهان معاصر است. بحثهای محافل گوناگون، سرفصل روزنامهها، برنامههای رادیوئی و تلویزیونی جایگاه آن را روشن ساخته است. اعلام موفقیت در مسابقات ملی و بین المللی میلیونها نفر را شاد و شکست در برنامهها و مسابقات مردم را غمگین و خشمگین میسازد. ورزش، تمرین تفکر واقع گرایانه و پرهیز از تفکر ذهن گرایانه است.
ابعاد غیر مادی فرهنگ نظیر اعتقادات، آداب و رسوم و ارزش و نیز ابعاد مادی فرهنگ نظیر معماری و تکنولوژی، تحت تأثیر ورزش وارد سیر تکاملی می شوند.
بشر طبیعتا موجودی اجتماعی است که میخواهد با دیگران رابطه برقرار کند و دیگران هم به طور متقابل با او ارتباط داشته باشند. این غریزه اجتماعی را میتوانند از طریق ورزش بر آورده ساخت. با ورزش در زمینه نیل به ارزشهای اجتماعی دیگری همچون کار گروهی، وفاداری و روحیه ورزشکاری میتوان توفیق یافت. محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و شکل گیری روحیات است.
شخصیت اجتماعی بیان کننده رشد صحیح و طبیعی روانی افراد است. لذا افراد ورزشکار را از فردگرایی و خود محوری خارج کرده و رشد روحیات طبیعی را در فرد بهبود میبخشد که در نتیجۀ شکوفا شدن این استعداد، فرد با سایر افراد اجتماع آسانتر ارتباط برقرار کرده و در کنار آنها زندگی مینماید. دیدگاهی اعتقاد دارد که ورزش به عنوان واسطه و عامل ارتباط بین فرد با خودش یا دیگران است. این شناخت چند جنبهای میتواند در سازگاریهای اجتماعی و شخصیت دخیل باشد. تغییرات ناشی از ورزش در شخصیت، به تدریج و به آهستگی و پس از سالها روی میدهد.
پیرو مطلب "دربارهی وطنم باغان" نوشته حاج حسین زمانی در همین وبلاگ که در آن به معرفی توانمندیها و پتانسیلهای بالقوه نوجوانان و جوانان روستای کهن باغان پرداخته شد در این مطلب نیز به توانمندیها و پتانسیلهای بالقوه ورزشی نوجوانان و جوانان، کمبودهای ورزشی روستا و موضوع جوانان پرداخته شده است. با توجه به استعدادهای سرشار و غنی جوانان این روستا در بعد ورزشی تاکنون از طرف بخشهای دولتی و متولّیان امور ورزش شهرستان بطور خاص اداره ورزش و جوانان، هیچ گونه اقدام عملی و قابل پیگیری در روستا انجام نشده است بطوریکه این روستا حتی یک زمین خاکی جهت فوتبال با امکانات اولیه را ندارد و همچنین سالن ورزشی تربیت بدنی تاکنون بعد از گذشت چندین سال فقط فنداسیون آن بنا شده است و بلاتکلیف مانده است. خوشبختانه در این چندین ساله سالن صالحین سپاه که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان، تامین بودجه شده است سازههای فلزی آن نصب گردیده است و امیدواریم بزودی تکمیل گردد که البته با توجه به ابعاد سالن، جهت تمامی رشتههای ورزشی سالنی بطور خاص فوتبال کارایی ندارد ولی اتفاقی مثبت و امیدوار کننده است. با توجه به کمبودهای ناشی از امکانات و فضای ورزشی روستا، جوانان و نوجوانان این روستا میبایست با پیمودن مسافت چندین کیلومتری با وسایل نقلیه نه چندان ایمن همچون موتورسیکلت جهت پر کردن اوقات فراغت و تامین چنین نیاز اولیهای و انجام مسابقات و ورزش به بخش محمله بروند که این موضوع خود آبستن حوادث و مخاطرات بسیاری است. (ضمن تقدیر و تشکر از جوانان با معرفت بخش محمله که نهایت همکاری را دارند.)
این روستا از گذشته تاکنون در رشتههای ورزشی فوتبال و والیبال بطور خاص، همیشه در سطح شهرستان جزء مدعیان بوده و هست بطوریکه والیبال روستا در سالهای نه چندان دور یکی از قدرت برتر شهرستان بوده است و همچنین در پایان متن به تعدادی از عناوین تیم فوتبال پر افتخار شهید قاسمی روستای باغان نیز اشاره خواهد شد. حال با توجه به کمبود شدید (یا در اصل نبود) فضاهای ورزشی و وجود استعدادهای وافر جوانان میطلبد مسئولین روستا و شهرستان، فکر و اقدام عملی در خصوص شناخت استعدادها و افزایش فضای ورزشی روستا انجام دهند تا شاهد شکوفایی استعدادها و پویایی جوانان و کاهش مهاجرت از روستا شویم بطوریکه رولان ماسپتیول به نقل از پیتیه ، 1369، 44 بیان میکند: "نتیجه نهایی مهاجرت از روستا به شهر نابودی کامل شکوفایی ملی و از دست دادن آزادی است چرا که انحطاط روستا به مثابه انحطاط تمدن است، تمدنی که ضامن قانون شهروند و حفظ حرمت آزادی انسان است."
در پایان با توجه به تواناییهای بالقوه و خدادادی نونهالان، نوجوانان و جوانان این روستای کهن در زمینهی ورزشی، این انتظار از اداره ورزش و جوانان شهرستان خنج میرود که تدبیری اندیشه کند تا این استعدادهای وافر و ناب به سمت و سوی مناسب هدایت شود بطوریکه شاهد پیشرفت و بلوغ فکری هر چه بیشتر جوانان این نقطه از ایران اسلامی عزیز باشیم و پیش نیاز همهی اینها برنامهریزی مدون و توسعه زیرساختهای ورزشی روستا میباشد. انشاالله این مطلب مورد توجه اداره ورزش و جوانان شهرستان قرار گیرد و برنامههای توسعه ورزش روستا و همچنین به برنامهها و مسائل مربوط به جوانان توجه اساسی گردد چرا که اگر قشر جوان بخوبی هدایت نشود آثار جبران ناپذیری بر روی اجتماع خواهد گذاشت و باعث بروز معزلات عدیدهای خواهد شد و برای امور مربوط به جوانان دنبال دشمن و عوامل خارجی نگردیم چرا که متولّیان امر هر چه کاشتند آینده درو خواهیم کرد و جامعه سالم آینده جز در پرورش و رسیدگی با کیفیت به مسائل جوانان نخواهد بود پس رسیدگی به امور ورزش و جوانان و پر کردن اوقات فراغت این قشر پویا و تاثیر گذار روستای کهن باغان توجه اساسی گردد و به فرموده رهبر معظم انقلاب:
"حقيقتاً جوانان موتور يك جامعه هستند."
1- مقام اول مسابقات فوتبال جام رمضان در سطح شهرستان خنج در سال 1395 که در سطح بسیار بالایی برگزار شد بطوریکه بسیاری از تیمها از بازیکنان غیر بومی و سطح بالا استفاده کرده بودند ولی چهار چوب و شاکلهی تیم شهید قاسمی باغان را جوانان روستا تشکیل داده بودند. قابل بذکر است که این مسابقات و در نهایت قهرمانی تیم بعنوان یک محور، همهی اقشار مردم روستا اعم از ساکن و غیر ساکن را همدل و متحدتر از همهی زمانها کرده بود.
2- نائب قهرمانی در مسابقات فوتبال جام رمضان در سطح شهرستان خنج
3- مقام اول در مسابقات فوتبال جام هفته دفاع مقدس در سطح شهرستان خنج در سال 1392
4- مقام اول در مسابقات فوتبال جام رمضان در سطح شهرستان خنج در که در بخش محمله برگزار شد.
5- نائب قهرمانی در مسابقات فوتبال جام رمضان در سطح شهرستان خنج در که در بخش محمله برگزار شد.
محمّد اسدی
با عنایت به معرفی کامل و دقیق دهستان باغان در این وبلاگ، در این نوشته به معرفی تعدادی از بازیهای بومی و محلی روستای باغان (مرکز دهستان باغان) میپردازیم:
1- وسطی : (وسط بازی)
شرح بازی: بازیکنان یا دانش آموزان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و به قید قرعه یا شیر و خط یکی از گروه ها در وسط محوطه بازی می ماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه ی بازی روانه می شوند.
شروع بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز می شود. گروه کناری سعی بر این دارد که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند. و تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب می شود، او را به بازی برگردانند.
حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته ی گروهش را به بازی بر میگرداند، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد.
اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده ی میدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان یک امتیاز ذخیره ی ضد اخراجی محسوب می شود و اخراجی و اخراج ها را به تأخیر می اندازد.
2- لِی لِی بازی (هی لو):
شرح بازی: ابتدا دو بازیکن به عنوان سرگروه تعیین میشوند و سایر بازیکنان را به طور مساوی تقسیم میکنند. بعد به قید قرعه (مانند شیر و خط) گروهی داخل زمین بازی قرار میگیرند و گروه دیگر در بیرون زمین به عنوان مهاجم.
بازی بدین صورت آغاز می شود که به پیشنهاد سرگروه مهاجم، یکی از یاران با یک پا وارد زمین بازی میشود و به صورت لی لی به طرف بازیکنان داخل زمین حمله کرده و با دست آنها را لمس میکند که موجب سوختن و خارج شدن آنها از داخل زمین بازی می شود.
البته در این میان فردی که لی لی میرود سعی دارد با سرعت بیشتر و حفظ تعادل، وضیفه اش را انجام دهد و بازیکنان داخل زمین نیز سعی بر این دارند که با فرار کردن، از دسترس حریف مهاجم دور بمانند و نسوزند.
حال چنانچه اگر بازیکن مهاجم خسته شده و پای دیگرش را نیز روی زمین بگذارد خواهد سوخت. و بایستی نفر دیگری بنا به پیشنهاد سرگروه داخل زمین بیاید و بازی را ادامه دهد. این بازی تا لی لی رفتن آخرین نفر از گروه مهاجم ادامه مییابد چنانچه اگر توانسته باشند تمام بازیکنان داخل زمین را لمس کنند، در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و آنها داخل زمین قرار میگیرند و گرنه در دور بعدی نیز به عنوان گروه مهاجم بازی خواهند کرد.
3- پر یا پوچ:
شرح بازي : افراد به دو گروه مساوي تقسيم ميشوند. براي شروع يكي از سرگروهها سنگ يا ساچمه اي كوچك كه در بازي ( گل ) ناميده ميشود ، برداشته و به سر گروه ديگر پيشنهاد ميكند كه گل را در مقابل چند امتياز ميخواهي. بنا بر انتخاب او يكي از گروهها ، در شروع بازي چند امتياز دارد و گروه ديگر گل را دارد و ميتواند با آن امتياز بگيرد. سرگروه صاحب گل ، گل را به يكي از دست ها ميسپارد، بعد همه مشت گره كردهي خود را در مقابل ديد گروه مقابل قرار ميدهند. نفرات گروه دوم با كنجكاوي و دقت و هوشياري از حركت دست سرگروه و نفرات نگاهها و حالت چهرهها حدس ميزنند و به سرگروه ميگويند سرگروه بنا بر حدس خود و ياران، دستهاي مشكوك را كنار گذاشته و بقيه را يكي يكي با گفتن واژه( پوچ يا خالي )كنار ميگذارد و به اين ترتيب به گل نزديكتر ميشوند، چنانچه آن را پيدا كنند با كسب يك امتياز صاحب گل شده و در دور بعدي، آنها گل را مخفي خواهند كرد و چنانچه نتوانند، باز گروه مقابل با احتساب يك امتياز گل را ميان دستها پخش خواهند كرد .
4- عمو زنجیرباف:
شرح بازي : ابتدا دو نفر كه تقريباً از لحاظ نيروي جسماني و قد و وزن يكسان و قدري بزرگتر از بقيه باشند انتخاب ميشوند، يكي به عنوان سر گروه و ديگري را عمو زنجير باف. اين دو بازيكن به دو سر رشته و زنجيرهای كه ساير بازيكنان، با قلاب كردن دستهاي يكديگر درست كردهاند، پيوسته و دايره وار كمان را تشكيل ميدهند، ابتدا سر گروه ، عمو زنجير باف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جوابهاي را به صورت شعر رد و بدل ميكنند. و البته بقيهي بچهها سرگروه را همراهي ميكنند.
سرگروه بچهها ( همراه با بچهها ):
عمو عمو زنجير باف … ؟ ب له ….. ؟
زنجير منو بافتي … ؟ بله …… ؟
پشت كوه انداختي … ؟ بله ….. ؟
با با اومده …… ؟ چي چي آورده ؟
نخود و كشمش ؟ بخور بيار ….
با صداي چي ؟؟؟؟ با صداي گربه !!!
تا عمو زنجير باف نام حيواني را بر زبان آورد، سرگروه همراه با ساير بازيکنان صداي حيوان مورد نظر را در آورده و براه ميافتد و از زير دستهاي قلاب شدهي عمو زنجير باف و نفر دوم ميگذرند، به جز همان نفر كه به صورت كت بسته ، پشت به بچهها قرار ميگيرد. سر گروه دوباره شعر را شروع ميكند و عمو زنجير باف با نام حيواني آن را تمام ميكند و آنها از زير دست به هم داده نفري كه كت بسته، پشت به بچهها ايستاده و نفر سوم عبور ميكنند، در نتيجه نفر سوم نيز دستهايش پيچ خورده و پشت به بچهها قرار ميگيرد و خلاصه اين بازي را تا جايي انجام ميدهند كه همه بچه ها غير از سر گروه و عمو زنجير باف كت بسته و پشت و رو شوند و به عبارتي زنجير بافته شود.
در اين جا سر گروه و عمو زنجير باف مكالمه ميكنند .
سرگروه :
عمو عمو زنجير باف ……… ؟ بله ………. ؟
زنجير من بافتي …… ؟ بله ……… ؟
محكمه يا كه شله ؟ بافته شد
بكش *** ؟؟
حال سر گروه از يك طرف و عمو زنجير باف از طرف ديگر، با كشيدن بچه سعي ميكنند كه زنجير را پاره كنند اما بچهها با محكم گرفتن يكديگر مقاومت ميكنند … تا اينكه بالاخره زنجير از يك جايي پاره ميشود و بازيكنان از يكديگر جدا شده جريمه ميشوند و بايستي هر كاري از سوي ساير بازيكنان به آنها محول ميشود انجام دهند.
5- هفت سنگ بازی :
شرح بازی: افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر گروه یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر بر میگزینند. یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار میگیرند تا به نوبت با توپ تنیس یا دمپایی سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.
گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ یا دمپایی پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و سنگها ریختند، توپ یا دمپایی را بردارند و با پاسکاری و هدفگیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می شود.
و همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا آنها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ یا دمپایی قرار گرفت و از بازی اخراج شد، نفر دیگری کار را به اتمام میرساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای دو گروه عوض میشود.
در پایان، گروهی که 7 سنگ را زودتر روی هم قرار دهد برنده است.
6- کبدی( دو دو دو ):
این بازی بین دو گروه در یک زمین مشخص و با تعداد نفرات محدود (هر تیم ۶ نفر ) اجرا میشود بدین صورت که بین دو تیم قرعه کشی شده و برنده قرعه شروع کننده بازی خواهد بود و یک نفر از آنها با گفتن کلمه "دو دو دو" از خط میانی زمین گذشته و وارد زمین حریف میشود و به تعقیب بازیکنان تیم حریف میپردازد. این بازیکن باید به میزان نفسی که دارد در زمین حریف بماند و همچنین توسط بازیکنان حریف گرفته نشود. در این زمان فرد حمله کننده هر بازیکنی را که با دست و یا سایر اعضاء بدن لمس کند یا بزند اخراج میشود و از زمین بازی بیرون میرود.
اگر بازیکنان حریف او را بگیرند و آنقدر نگه دارند که نفسش تمام شود و نتواند خود را به خط وسط برساند فرد حمله کننده از بازی خارج می شود.
اگر در حین اینکه بازیکن حمله کننده توسط بازیکنان حریف گرفته شود و او خود را به خط وسط برساند و باز هم نفس داشته باشد و مرتب "دو دو دو" را تکرار کند افرادی که از تیم حریف به او دست زده اند از بازی اخراج میشوند.
بازی تا زمانی ادامه پیدا میکند که یکی از دو تیم تمام بازیکنان خود را از دست بدهد. در پایان بازی تیم بازنده باید به تیم برنده سواری بدهد.
محمّد اسدی