یادداشت 6: یادواره شهید قاسمی و شهدای شهرستان خنج
اگر از بنده پرسیده میشد احساس شما در خصوص یادواره شهید قاسمی چیست این جمله را بیان میکردم که:
"گاهی سهم عده ای از آدمها از جهانشان فقط دو قاب عکس میشود"
آری سهمشان فقط همین دو قاب عکس است اما شاکی نیستند، آرام و راضیاند و با عالم و آدم سر جنگ ندارند فقط شاکرند. بر خلاف عدهای که فضای زندگیشان سرشار از بودن ها و فراوانیهاست و وجود آنها سرشار از داراییهایی ست که قابل شمارش هم نیستند و مدام به مردم می تازند، ناراضی و شاکیاند، با دنیایشان قهرند٬ منزوی هستند از غم نداری و همچنین گوشهگیر هستند.
آری سهم همسر شهید قاسمی از این عالم و جهان بزرگ فقط و فقط همین دو قاب عکس هست که همواره میتواند با سوز دل، خاطرات تلخ و شیرینش را مرور کند.
به نوبهی خودم تبریک و خدا قوت میگم به تمام کسانی که در یادواره شهید قاسمی و شهدای شهرستان خنج احساس مسئولیت کردند و واقعا حماسهای ماندگار ساختند و نام باغان بزرگ را تا قلل مرتفع استان بی شک بالا کشیدند. ارادت تک تک شما دوستان به نام مقدس شهید و نام شهید قاسمی قابل تحسین هست و من نیز به نوبه خودم خواستم عرض خدا قوت داشته باشم خدمت مردمان غیرتمند روستایم که خالصانه زحمت کشیدند و در مرتبه دوم احساس همدردی کرده باشم با بازماندگان شهید قاسمی خاصه همسر و مادر شهید که همواره صبور، متین، با نجابت و راضی به رضای خدا راه و نام شهید را ادامه داده و زنده نگه داشتهاند و البته همچون همیشه از بازماندگان شهید کمتر یاد کردهایم.
اوایل با اینکه زیاد دوست داشتم ارادت خودم را در حد ناقابل کلام٬ صادقانه نثار شهید و بازماندگانشان کنم ولی ترجیح دادم سکوت کنم زیرا که ترسیدم نکند پیامم تبلیغ یا خودشیرینی بیش نباشد اما در ادامه به این نتیجه رسیدم که گاهی سکوت همان دروغ است و البته فرصت را نیز غنیمت شمردم که از این طریق عشقم را نسبت به نام بلند و مقدس شهدا فریاد بزنم زیرا که فقط خدا میداند چقدر شهدا بزرگ و ماندگارند.
شهدا٬ مظلوم و غریب مردانی که برای نام بلند وطن٬ ایران باشکوه بی ادعا جان خود، آرزوهای خود، فرزندان و خانواده و علایق خود را به خاک سپردند تا نکند خار به چشمان ما برود و من این بنده حقیر،خوار و کوچک خداوند همیشه نامشان و یادشان با توجه به اینکه گاهی از طریق کتاب و رسانه ها مررورشان میکنم، تنم را بدون اغراق لرزانده اند.
یکی از ارزشمندترین و پر محتویترین کتابهایی که در زمینهی دفاع مقدس نوشته شده که بخوبی وقایع و عظمت آن روزها را روایت کرده که بنده از مطالعه آن لذت و بهره بردم کتاب "دا" نوشته سیده زهرا حسینی است که این خانم ارجمند، پدر و برادر خود را در جنگ از دست داده و شیرزنی بودند که پا به پای مردان غیرتمند ایران زمین برای حفظ خاک و نوامیس و حفظ شعائر دین و اسلام بزرگ جنگیدهاند و ایشان پس از جنگ خاطرات خودشون را به چاپ رسانده و جز پر فروش ترین کتابها و کتاب سال شده است.
امیدوارم همواره عامل باشیم و فقط کلاممان زیبا نباشد بلکه قلبی بزرگ و رفتاری پسندیده با خلق خدا و مخلوقات خدا داشته باشیم و عظمت و شکوه شهدا و خانواده شهدا را درک کرده باشیم.
محمّد زمان زمانی

روستای باغان، روستایی بسیار خوشنام در بزرگی، مردانگی، فرهنگ، تاریخ، تمدن و ایستاده به غرور در تمامی دورانها و مهد مردانی بزرگ، در جنوب استان پهناور فارس و شهرستان خنج واقع شده است. قطعا این محیط، فضایی برای ابراز و بیان افکار، ایده ها و اندیشه های گروه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، علمی و سیاسی و همچنین بیان دغدغههای فرهنگی، اجتماعی ، تاریخی و زیر ساختی زادگاهمان خواهد بود و در نهایت دست همه عزیزانی که شوق و یارای همکاری با وبلاگ را دارند به گرمی می فشاریم و امید است این وبلاگ کانال ارتباطی خوبی بین ما و مسولین و مردم عزیزمان باشد. ناگفته نماند این وبلاگ به تمامی روستاهای دهستان باغان توجه ویژه دارد.