اينجا بم است.
(سروده اي از اسداله افتخار)
به مناسبت 5 ديماه سالگرد زلزله سال 82 بم كه در ان 27 هزار نفر قرباني , 30 هزارنفر مجروح و 150هزارنفربي خانمان شدند.
اينجا بم است
كوير ديشب چه زيبا بود
سيب ها در أسمان مثل هميشه
ديدني , جاي تماشا بود
خواهرم از راهي دور أمده بود
حاضر و مهيا بود
أخر او أدينه را
درپيش ما
نزد پدر , مادر
عروس موطلاي كلبه اش خواهر , ميهمان بود
خانه همسايه ام نيز همچنين
نوعروسي پيرهن بختش
به تن اندازه شد
أن طرف تر
كودكي در بسترش خوابش نمي برد
چون كه دائم فكر فردا
روز ميلاد
فكرفوت كردن شمع هابود
أسمان حاضر مهيا بود
صبح مي أمد
و صبح أمد
اما چرا اين چنين
غمگين
گريزان
برگريزان
حامل بوي غم و درد و الم بود
خروسها كجا ماندند
كه بانگ سرندادند?
كودكان دربستر خود
دركنارعروسك هاييشان
خواب ماندند
و هرگز شمعي را خاموش نكردند
عروسان دين خويش را چه خوب ادا كردند
كه سفيدپوشان خانه بخت را رها كردند
اينجا بم است
شهرغم است
شهرفغان و ناله
شهرغرق ماتم است
شهر أه و أه و أه
شهر واي و واي
مادران وطن است
شهركودكان بي پدر , مادر
شهر نخلهاي مانده درگل
شهركهن ارگ بم است
بشنو اين ناله هاي
عزيزم
رودم
دلبندم
عروسم
نودامادم
ببين اين اندام هاي بي جان كودكان غرق در خون
خفته در دامان مادر را
كه ديگرصبح را هرگز نخواهند ديد
پريشب بود
ديشب هم !
توچه مي پنداشتي كه امشب دگرسقفي نخواهد بود
سرهاي نهفته بر بالشت برين
كه ستاره هاي أسمان كوير را مي نگريست
اينك نهاده بر خشتي
نظاره كر جلب رضايت كيست?
ديشب از أن كه بود?
امشب از أن كيست?
تونخواب بيدار باش
چون كه پاره تنت
هم نژاد
هم كيش
همزاد
اوكه غرق ماتم است
بايدش ديد
بايدش رفت
چون كه فردا هيچ هم ديرنيست , چه ديدي
كه شايد فردا , فرداي من است
من اينجايم
قدم ها دور دور از تو
اما پرالتهاب و سوزان
بي خواب به فكر كودكانت
من امشب سوار بر بال پرستوي خيال
تا اوج أسمان پر ستاره كوير پرگشودم
أمدم برسربالين هاي نهاده بر خشت أن ديار
كودكان ناز و دلبند خفته در دامان مادر
كه هرگز طلوع را نخواهند ديد
كنار عروسك هاي كوكي
كه أواز لالائي هايشان
با صداي خشم زمين در أميخته بود
كنار دستها و پاهاي بيرون مانده در زيرأوار
كوير
اي پاره تنم
من أمدم
نخل هايت شاهدند
من أمدم
(اسداله افتخار / 6 ديماه 82)
روستای باغان، روستایی بسیار خوشنام در بزرگی، مردانگی، فرهنگ، تاریخ، تمدن و ایستاده به غرور در تمامی دورانها و مهد مردانی بزرگ، در جنوب استان پهناور فارس و شهرستان خنج واقع شده است. قطعا این محیط، فضایی برای ابراز و بیان افکار، ایده ها و اندیشه های گروه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، علمی و سیاسی و همچنین بیان دغدغههای فرهنگی، اجتماعی ، تاریخی و زیر ساختی زادگاهمان خواهد بود و در نهایت دست همه عزیزانی که شوق و یارای همکاری با وبلاگ را دارند به گرمی می فشاریم و امید است این وبلاگ کانال ارتباطی خوبی بین ما و مسولین و مردم عزیزمان باشد. ناگفته نماند این وبلاگ به تمامی روستاهای دهستان باغان توجه ویژه دارد.