زندگینامه مرحوم ملا احمد تقیزاده
اصل ملاهای شهر علامرودشت اصالتا بحرینی هستند بعد از مهاجرت مردم آن دیار به ایران، نسل ملاها به شهر لامرد میروند و در روستاهای اطراف آن شهر ساکن میشوند و اجداد مرحوم ملا احمد تقی زاده در روستای علامرودشت آن زمان مستقر شدند که نتیجه آن خاندان بزرگمردی شد که مردم را با دین اسلام و شریعت آگاه میساخت و ایشان بعد از چندین سال اسکان در علامرودشت به روستای خلیلی نقل مکان کرد و در کنار یکی از اقوام خود به نام ملا حسین که در روستای خلیلی ساکن بود مستقر شد و در منزل ایشان بودند و در آنجا مکتب خانه راهاندازی کردند و سپس بعد از دو سال به روستای چاهکور عزیمت نمودند و در آنجا به همراه ملا حسین بودند که ملا حسین در آن منطقه در گذشت و دار فانی را وداع گفت و ملا احمد در آنجا مکتب خانهای راهاندازی نمود و به تعلیم قران پرداخت و بعد از مدت چهار سال سکونت در آن منطقه به روستای دهنو علامرودشت مهاجرت کرد و در آنجا در مکتبخانهای که توسط مردم ساخته شده بود مشغول به تدریس قران و معارف دین و خواندن و ... شد و در نهایت پس از سه سال آموزش مردم دهنو به روستای خشتی نقل مکان کرد و در این روستا نیز همچون قبل مشغول به تعلیم و تربیت در مکتب خانه پرداخت و پس از گذشت پنج سال تدریس در این منطقه و گذراندن آن دوره در آن منطقه محروم، چند نفر از اهالی روستای باغان به نیابت از همهی اهالی برای آوردن ملا جهت آموزش و تدریس از باغان به خشتی رفتند و ملا را از آنجا به روستای باغان آوردند که از جملهی آنها میتوان به آقایان حاج جعفر اسدی، حاج محمد صادق فرد، حاج لطفعلی آتش افروز، حاج غلامحسین بادپا و لطف الله فتحی و ... اشاره کرد. و در اوایل حضور در باغان بدلیل فراهم نبودن مکان زندگی به طور موقت در خانههای افراد زیر ساکن بودند: مرحوم محمد زمانی فرزند حاج زمان، مرحوم غلامحسین نامجو، مرحوم فتح الله اسفندیاری، مرحوم نصرالله صادقپور، حاج عبدالله نامی، محمد شریف شریفی
بعد از گذشت چند ماه سکونت در باغان همسر گرامیشان درگذشت و یک سال بعد ایشان همسری دیگر برگزید و بعد از دوسال سکونت در منزل حاج عبدالله نامی جهت امرار معاش به روستای مکویه عزیمت نمود و به همراه برادرانش در مکویه به مدت 4 الی 5 ماه مشغول بکار شدند و دوباره به باغان برگشتند و این بار در خانه مرحوم نصرالله صادقپور اسکان موقت یافتند و بعد از چند مدت در منزل محمد شریف شریفی ساکن شدند و در این مدت که در منزل اقای شریفی بودند یک تکه زمین توسط آقای حاج حمزه قاسمی به ایشان بخشیده شد و توسط مرحومین حاج جعفر اسدی و حاج محمد صادق فرد قولنامه گردید و زمین به ایشان واگذار شد و بعد از دو ماه با همکاری اهالی محترم باغان خانه بطور کامل بنا گردید و ملا احمد در آن خانه بطور کامل مستقر و ساکن شدند و نکته جالب اینست که ملا با این همه گرفتاری و زحمتهایی که پشت سر گذاشت حاضر نشد از تعلیم و تربیت و آموزش دست بکشد و هیچگاه برای شاگردانش چیزی کم نگذاشت و به بهترین نحو این امر مهم را انجام میداد.
و در آینده نزدیک خاطراتی از شاگردان ایشان به رشته تحریر در خواهیم آورد و به خوانندگان محترم تقدیم خواهیم نمود.
تنظیم شده : توسط خانواده مرحوم
روستای باغان، روستایی بسیار خوشنام در بزرگی، مردانگی، فرهنگ، تاریخ، تمدن و ایستاده به غرور در تمامی دورانها و مهد مردانی بزرگ، در جنوب استان پهناور فارس و شهرستان خنج واقع شده است. قطعا این محیط، فضایی برای ابراز و بیان افکار، ایده ها و اندیشه های گروه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، علمی و سیاسی و همچنین بیان دغدغههای فرهنگی، اجتماعی ، تاریخی و زیر ساختی زادگاهمان خواهد بود و در نهایت دست همه عزیزانی که شوق و یارای همکاری با وبلاگ را دارند به گرمی می فشاریم و امید است این وبلاگ کانال ارتباطی خوبی بین ما و مسولین و مردم عزیزمان باشد. ناگفته نماند این وبلاگ به تمامی روستاهای دهستان باغان توجه ویژه دارد.